۱۰ پرسش از جیل تارترِ اخترشناس


11532-1

امتیاز و حق نشر تصویر: SETH SHOSTAK/SETI

جیل تارتر بیشتر عمر حرفه‌ای خود را صرف جست‌وجو به دنبال پاسخ این پرسش کرده است؛ «آیا ما در عالم تنهاییم؟» با اینکه هنوز پاسخی به دست نیامده، اینْ مانعِ خانم اخترشناس، صاحب کرسی برنارد اُلیور در بخش پژوهش‌های مؤسسه‌ی سِتی، برای ادامه‌ی این حرفه نشده است. سایت sciencefriday.com به مناسبت تولد هفتادسالگی خانم تارتر و سی‌امین سالروز فعالیت‌های ستی SETI با او درباره‌ی تأثیر پدرش بر مسیر زندگی حرفه‌ای او، جست‌وجو به دنبال ئی‌تی، و الهام‌بخشی او به کارل سِیگِن برای نوشتن رمانش مصاحبه‌ای کرده است که اینجا ترجمه‌اش را می‌خوانید.

سوزان کازیه

ترجمه: شادی حامدی

کِی فهمیدید که می‌خواهید دانشمند بشوید؟cs06p18al

وقتی هشت ساله بودم، در خانه‌مان گپ‌هایی داشتیم به اسم «گپ ماشین‌لباسشویی». من بالای ماشین‌لباسشویی می‌نشستم تا بتوانم چشم در چشم با پدرم حرف بزنم. همه‌ی اوقاتم را با او سپری می‌کردم و با هم به ماهیگیری، شکار و طبیعت‌گردی می‌رفتیم؛ کارهایی که او می‌خواست اگر پسری می‌داشت همراهش انجام بدهد. مادرم پیشنهاد کرده بود من وقت بیشتری را با خودش بگذرانم و بیشتر کارهای دخترانه انجام بدهم. پدرم هم این موضوع را به اطلاع من رساند. من نمی‌فهمیدم اصلاً چرا باید یکی را انتخاب کنم و نمی‌توانم همه را با هم انجام بدهم؟ زدم زیر گریه (چون این راهی است که نظر پدرتان را به نفع شما تغییر می‌دهد) و سرانجام او گفت: «خُب، فکر کنم اگه پشتکار داشته باشی می‌تونی هر کاری دلت می‌خواد بکنی.» من گفتم: «می‌خوام مهندس بشم»، چون این مردانه‌ترین شغلی بود که در ذهنم وجود داشت. وقتی ۱۲ساله بودم، پدرم را از دست دادم ولی مهندس‌شدن را هدف خودم قرار دادم چون به او قول داده بودم. و همان راه را رفتم.

محبوب‌ترین آموزگار علم برای شما چه‌کسی بود؟

در آخرین سال دبیرستان درس فیزیک داشتم و معلم این درس، آقای داک، خیلی شبیه پدرم بود. او فوق‌العاده حامی و پشتیبان من بود. قشنگ‌ترین خاطره‌ای که از او به یاد دارم روزی است که کمکم کرد استخوان جناق مرغی را نقره‌اندود کنم، درست مثل تکّه‌ای جواهر. خیلی کار احمقانه‌ای بود. ولی آن روزها مُد شده بود که دخترها از استخوان جناقْ گردنبند درست می‌کردند و گردن‌شان می‌انداختند. من فکر می‌کردم اگر بخواهم یکی گردنم بیندازم باید نقره‌اندود شده باشد! بنابراین رفتم پیش آقای داک و از او پرسیدم چطور باید این کار را بکنم. او هم نمی‌دانست، ولی با هم روی آن کار کردیم. آنقدر سرب از داخل مدادها درآوردیم و به استخوان ساییدیم تا بالاخره جناقْ رسانای الکتریسیته شد. بعد نقره‌اندودش کردیم. آن استخوان جناقِ نقره‌اندودشده‌ی زیبا را یک روز داشتم ولی بعد، از جلا افتاد.

الگوی شما از میان دانشمندان کیست؟Richard-feynman

ریچارد فاینمَن؛ یگانه‌ترین انسانی بود که دیده‌ام. در نخستین سال حضور من در دانشکده‌ی مهندسیِ دانشگاه کورنل، او مجموعه‌ای سخنرانی آنجا ارائه کرد. او می‌گفت روزانه نامه‌های بسیاری با امضای ناشناس دریافت می‌کند اما همیشه همه‌شان را به‌دقت می‌خوانَد چون اصلاً نمی‌تواند تصور کند که شخصی که توانایی تفکری متفاوت با او دارد چه‌بسا فکر بکر و جدیدی داشته باشد و او نخوانده از کنارش رد شود. این روزها، من هم روزانه نامه‌ها و ای‌میل‌های ناشناس بسیاری دریافت می‌کنم که باید اعتراف کنم دست‌کم نگاه سریعی به همه‌شان می‌اندازم چون ریچارد فاینمن می‌گفت شاید به این ترتیب ناگهان استعدادی نهفته کشف شود.

اگر اجازه بدهید، دومین الگویم را هم معرفی کنم؛ دریاسالار گرِیس هاپِر (افسر نیروی دریایی آمریکا و مادر برنامه‌نویسی کامپیوتری). من عاشق این مرام او بودم که می‌گفت: «بهتر است بعد از انجام کار برای بخشش التماس کنیم تا اینکه قبلش اجازه بخواهیم.» به نظرم این روشِ خیلی خوبی برای روبه‌روشدن با دنیایی بود که به اندازه‌ای که باید، پذیرای زنان نبود.

باید بگویم که قهرمان سومی هم هست: مارگارت بِربیج. او اخترشناسی انگلیسی است که احتمالاً بیشترِ شهرتش به‌سبب مقاله‌اش درباره‌ی چگونگی تولید عناصر سنگین از طریق همجوشی و فرایند سنتز هسته‌ای در دل ستاره‌هاست. همین فرایند موجب درخشش ستاره‌ها، و خاستگاه همه‌ی عناصر سنگین در عالم است. ولی چیزی که من در مارگارت واقعاً تحسین می‌کنم این است که او راهِ رصدخانه‌های بزرگ بر فراز قله‌ها را برای همه‌ی زنان باز کرد. وقتی او به آمریکا آمد، برای کار با تلسکوپ رصدخانه‌ی مونت‌ویلسون در جنوب کالیفرنیا وقت رصد خواست اما درخواستش رد شد. آن‌ها گفته بودند: «نمی‌توانیم زنی را اینجا بپذیریم چون موجب اخلال در کار همکاران مرد می‌شود.» بنابراین برای دور بعدی، او از شوهرش جِف خواست که درخواست بدهد. او در سِمَت دستیارِ جِف به مونت‌ویلسون رفت و این کار را دو سال ادامه داد. بعد دوباره برای کار با تلسکوپ درخواست داد. به او گفتند: «قبلاً به شما گفته بودیم که امکان ندارد.» او پاسخ داده بود: «چه می‌گویید؟ من دو سال است که اینجایم و هیچ‌کس حتی متوجه نشده، در کار هیچ‌کس هم اخلالی پیش نیامده. بس کنید لطفاً!» و این پایان ماجرا بود. از آن پس، زنان توانستند بر فراز قله‌ها رصد کنند.

از کدام دستاورد حرفه‌ای بیشتر احساس غرور می‌کنید؟

باعث افتخار من بود که دانشمند پژوهشگر در برنامه‌ی ستی ناسا شدم، که نخستین برنامه‌ی رَوِشمَند برای جست‌وجو به دنبال شواهدی از فناوری‌های فرازمینی بوده است. درواقع آن روز که به این کار پیوستم، به کلّ بشریت افتخار می‌کردم. با خودم فکر کردم، این چیزی است که واقعاً به‌سبب کنجکاوی بشر آغاز می‌شود. این یکی از پرسش‌های اساسی و قدیمی بشر بوده و واقعاً داشتیم برای رسیدن به جوابش سرمایه‌گذاری می‌کردیم. به نظرم فوق‌العاده بود. (ناسا این پروژه را در سال ۱۹۹۳/۱۳۷۲ متوقف کرد ولی مؤسسه‌ی ستی آن را از جایی که متوقف شده بود ادامه داد.)

SETI-2

حوزه‌های اصلی پژوهش‌های سِتی چیست؟

سِتی عبارت است از جست‌وجو به دنبال دیگر تمدن‌های دارای فناوری در عالم. اگر بتوانیم نشانه‌ای از این فناوری کشف کنیم نتیجه می‌گیریم که دست‌کم زمانی، فناوریِ هوشمندی وجود داشته که این سامانه را ساخته است. در حال حاضر دو روش اصلی برای جست‌وجوی این فناوری‌ها وجود دارد. یکی گشتن به دنبال درخش‌های نور مرئی است؛ یعنی درخش‌هایی که زمان‌شان آن‌قدر کوتاه است که ممکن نیست از چشمه‌ای اخترفیزیکی آمده باشند. روش دوم استفاده از تلسکوپ‌های رادیویی برای آشکارسازی علائم رادیوییِ به‌عمد ارسال‌شده یا به‌سَهوْ نشت‌کرده است. به دنبال چیزی می‌گردیم که آشکارا مهندسی شده است. البته معنای دقیق این مطلب، با گذر زمان و تغییر فناوری‌های خود ما، تغییر می‌کند. ما سعی می‌کنیم بهترین و بیشترین بهره را از ابزارهایی که در حال حاضر می‌شناسیم ببریم. کاملاً احتمال دارد که اکنون اصلاً در جست‌وجوی هدف درست نباشیم.

آیا هیچ کشف علمی خاصی هست که آرزو داشته باشید انجامش بدهید؟

بی‌شک رسیدن به پاسخ پرسش «آیا ما تنهاییم؟» از علایق من است. آرزو دارم که روزی بشر بفهمد از کجا آمده و جایگاهش نسبت به دیگر گونه‌های هوشمند در این عالم چیست.

فکر می‌کنید به جوابش می‌رسیم؟

خُب، اگر نگردیم نه، نمی‌رسیم. پاسخ ممکن است این باشد که ما در این عالم یگانه و تنهاییم؛ این احتمالی فیزیکی است. ما در فیزیک روش مضحکی برای شمارش داریم: یک، دو، بی‌نهایت. بنابراین وقتی پدیده‌ای داریم که فقط یک نمونه از آن دیده‌ایم، نمی‌توانیم بگوییم آیا یگانه است یا نه. ولی به‌محض اینکه دومین نمونه را هم یافتیم، می‌فهمیم که بی‌نهایت نمونه‌ی دیگر از آن وجود دارد.

آیا حقیقت دارد که شخصیت اصلی کتاب کارل سِیگِن، تماس (Contact)، با الهام از شما نوشته شده است؟Contact_Sagan

کارل کتابی نوشت درباره‌ی زنی که شغل مرا داشت. در دانشگاه کُرنل نشستی بود که من هم در آن شرکت داشتم. آنجا کارل گفت که آن شب، جشن کوچکی در خانه‌شان دارند. وقتی به آنجا رسیدم، او و آنی همسرش مرا به گوشه‌ای بردند و آنی گفت: «کارل مشغول نوشتن داستانی علمی-تخیلی‌ست.» گفتم که بله خبر دارم، نیویورک تایمز درباره‌اش نوشته و ما همه به او حسودی می‌کنیم. بعد کارل گفت: «خب شاید یکی از شخصیت‌های داستان برات آشنا باشه.» و آنی گفت: «فکر کنم ازش خوشت بیاد.»

کتاب را دوست داشتید؟

البته. فکر می‌کردم کتاب درباره‌ی شخصیتی است که به‌شدت از او تأثیر گرفته‌ام ولی وقتی شروع به خواندن کتاب کردم با خودم گفتم: «چی؟! کارل این چیزها را درباره‌ی من نمی‌دونست! این‌ها رو از کجا فهمیده؟» بعد یاد برنامه‌ای افتادم که از طرف انجمن زنان دانشگاهی آمریکا برگزار شده بود. آنجا ما زنان از همدیگر می‌پرسیدیم که چطور شده به مقطع دکتری رسیده‌ایم و پیش از آن از دور خارج نشده‌ایم؛ یا چه‌چیز موجب موفقیت ما دست‌کم تا آن سطح شده است؟ آنجا بود که فهمیدیم برای بیش از نیمی از ما پدران‌مان مهم‌ترین تأثیر را در سال‌های ابتداییِ زندگی‌مان داشته‌اند و پدران‌مان در جوانی درگذشته‌اند. دریافتیم که همه‌مان درسِ «دَمْ غنیمت‌شماری» از زندگی گرفته بودیم؛ یعنی هر فرصتی را که به دست می‌آید غنیمت بشماریم چون ممکن است دوام نداشته باشد یا تکرار نشود. علت اینکه این را تعریف می‌کنم این است که یادم آمد زمانی، نسخه‌ای از نتیجه‌ی این مطالعه را برای کارل فرستاده بودم. فکر می‌کنم او برای پروراندن آن شخصیت درواقع از ویژگی‌های مشترک به‌دست‌آمده در آن مطالعه استفاده کرده بود نه صرفاً من.

در شغل‌تان از چه‌چیزی بیشتر لذت می‌برید؟

کاوش علمی که طبیعتِ کار ماست. اگر شما کارتان در حوزه‌ی علم باشد، می‌توانید همه‌ی عمرتان را صرف حل معماها و یافتن پاسخ پرسش‌ها کنید. این مسلماً باارزش‌ترین اتفاق است. به شما قول نمی‌دهم که ستی در زمانی مشخص سیگنال موردنظر را پیدا کند ولی قول می‌دهم که فردا کارمان را بهتر از امروز انجام می‌دهیم، چون راهِ بهتر کارکردن را پیدا کرده‌ایم. یادگرفتن چیزهای جدید واقعاً هیجان‌انگیز است.

خــبـر فـوری:‌ ظهور ابرنواختری در کهکشان سیگار(M82)

M 82 Suoernova

تصویری از کهکشان M82 قبل و بعد از وقوع ابرنواختر – امتیاز تصویر: E. Guido, N. Howes, M. Nicolini

وقایع پیش‌بینی نشده، جزء جذابیت‌های آسمان شب است. از انفجار دنباله‌داری در همسایگی زمین تا انفجار ستاره‌ای دوردست. این بار ابرنواختری در کهکشان M82 (که در صورت فلکی دب اکبر قرار دارد) مهمان ناخوانده و البته دوست داشتنی آسمان است!

در حال حاضر نام این ابرنواختر تازه PSN J09554214+6940260 است که بر اساس مختصات ستار‌ه‌اش انتخاب شده است اما در آینده‌ای نزدیک نام مناسب‌تری برای‌اش در نظر گرفته می‌شود. هم‌اکنون این ابرنواختر نوظهور از قدر حدود ۱۱/۵ می‌درخشد و برای دیدن آن به دوربین دوچشمی ۸۰*۲۰ به بالا و یا تلسکوپی با حداقل دهانه ۴ اینچ نیاز است. پیش‌بینی‌های انجام‌شده از روی طیف این ابرنواختر نشان می‌دهد که احتمالاً در روزهای آینده درخشندگی آن افزایش خواهد یافت و به قدر ۸ خواهد رسید و می‌توان با دوربین‌ها دوچشمی عمومی هم آن را رصد کرد. اما با توجه به این‌که چشم انسان حداکثر تا قدر ۶ یا ۷ را می‌بیند احتمالاْ این که بتوان در روزهای آینده آن را با چشم غیرمسلح دید بسیار کم است.

این ابرنواختر از نوع Ia است که بر اثر انفجار کوتوله‌‌ای سفید شکل گرفته است. اگر ستاره‌ای جرم‌اش از ۱/۴ برابر جرم خورشید کم‌تر باشد ( حد چاندراسکار) پس از مرگ به کوتوله‌ی سفید تبدیل می‌شود. کوتوله‌ی سفید گرانش بسیاری بالایی دارد و اگر ستاره‌ی مناسبی در پیرامون آن قرار بگیرد منظومه‌ای دوتایی تشکیل می‌دهند و شروع به بلعیدن گازهای جوّی ستاره‌ی هم‌دم خود می‌کند. به این ترتیب جرم‌اش افزایش می‌یابد و اصطلاحاً روی خود می‌رُمبد و منفجر می‌شود. به چنین انفجاری٬ انفجار ابرنواختری نوع  Ia ( یک ای) می‌گویند. دانشمندان از این نوع ابرنواختر به عنوان شمع‌های استاندارد استفاده می‌کنند تا بتوانند فواصل کیهانی را اندازه‌گیری کنند.

کهکشان میزبان این ابرنواختر، M82 یا کهکشان «سیگار» برای بسیاری از منجمان آماتور نام‌آشناست؛ کهکشانی نامنظم که از لبه دیده می‌شود و در فاصله‌ا‌ی در حدود ۱۱ تا ۱۲ میلیون سال نوری از زمین قرار دارد که در مقیاس کیهانی٬ همسایه‌ی کهکشان ما، راه شیری، محسوب می‌شود. این کهکشان در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۸ میزبان دو ابرنواختر دیگر هم بود که هر دو آن‌ها درخشندگی کم‌تری نسبت به ابرنواختر تازه کشف شده داشته‌اند.

supernova in M82-mini

تصویر ابرنواختر نوظهور M82 در ۳ بهمن ۱۳۹۲ – امتیاز و حق نشر تصویر:‌ Adam Block

کهکشان M82 از ابتدای شب در آسمان حضور دارد و حدود نیمه‌شب به بیشترین ارتفاع خود از افق می‌رسد. این کهکشان در صورت‌فلکی دب‌اکبر قرار دارد و زمان مناسبی برای رصد آن در نیم‌کره‌ی شمالی است. برای این‌کار ابتدا ستاره‌ی دُبه در سر ملاقه را پیدا کنید. حدود ۷ درجه بالاتر ستاره‌ای ۲۳Um قرار دارد که با چشم غیرمسلح نیز دیده می‌شود. از آن‌جا به سوی سه ستاره که به صورت مثلث نمایان‌اند حرکت کنید و به سوی جفت ستاره‌ی «خط» راه خود را ادامه دهید. کهکشان‌های M81 و M82 حدود نیم‌درجه زیر این خط قرار دارند. پس از این‌که کهکشان M81 را پیدا کردید در امتداد محور طولی به‌دنبال نقطه‌ای ستاره‌ای در سمت غرب و جنوب هسته‌ی کهکشان باشید.

M82-SN-tight_edited-1-580x542

نقشه‌ی راه‌یابی به سوی کهکشان‌ M82 – امتیاز تصویر: Universe Today

M82-SN-sketch_edited-2-580x400

اسکچی از کهکشان M82 و ابرنواختر تازه که با تلسکوپی ۱۵ اینچ (۳۷cm) رصد شده است – امتیاز و حق نشر طرح: باب کینگ

آخرین نفس های آیسان

نمایی از کانون بارش در صورت‌فلکی اسد- امتیاز تصویر: نرم‌افزار استلاریوم

نمایی از کانون احتمالی بارش در صورت‌فلکی اسد- امتیاز تصویر: نرم‌افزار استلاریوم

دنباله‌دار آیسان (ISON) را به یاد می‌آورید؟ دنباله‌دار خورشیدخراشی که پس از کشف، لقب دنباله‌دار قرن را به خود گرفت و در نهایت ۷ آذر به ملاقات خورشید رفت و دیگر بازنگشت. به هر حال شاید آیسان در این هفته آخرین نمایش خود را در آسمان برپا کند: بارش شهابی آیسانی.

اگر پیگیر بارش‌های شهابی سالیانه باشید، حتماً می‌دانید که گاهی وقت‌ها پیش‌بینی‌ها به واقعیت تبدیل نمی‌شوند و اکنون ما از بارشی صحبت می‌کنیم که برای نخستین‌بار شاهدش خواهیم بود. پس پیش‌بینی این بارش کار بسیار سختی است و هیچ چیز را نمی‌توان به قطعیت گفت. اما شما چیزی نخواهد دید مگر اینکه شانس خود را امتحان کنید. اگر قرار باشد چیزی اتفاق بیفتد، زمان آن ۲۵ و ۲۶ دی خواهد بود. یعنی زمانی که زمین از صفحه‌ی مداری دنباله‌دار آیسان عبور می‌کند.

کانون بارش شهابی آیسانی در نزدیکی ستاره‌ی اتا-اسد (از قدر ۳/۵) است و طبق پیش‌بینی‌ها، شهاب‌های این بارش با سرعت معادل ۵۱ کیلومتر بر ساعت وارد جوّ زمین خواهند شد.

یکی ار مشکلات اصلی برای رصد این بارش شهابی حضور ماه کامل در آسمان است که مانع رصد شهاب‌های کم‌نور خواهد شد. اگر ابزاری برای رصد در طول موج رادیویی در اختیار دارید می‌توانید این بارش را بهتر رصد و ثبت کنید. شاید شما نخستین کسی باشید این بارش را ثبت می‌کنید.

ده رویداد مهم نجومی و فضایی در سال گذشته ی میلادی ( 2013 )

KeplerSpacecraftInSky-br-1-580x386

مقاله ای جذاب از سایت کانوت ، پیشنهاد میکنم از دست ندهید

ادامه مطلب را ببینید

ادامه نوشته

فناوری های نوین - استخراج آب از سطح مریخ

به نظر می‌­رسد صحرای بسیار خشک فعلی مریخ آخرین مکانی باشد که شما آب را در آن جست‌وجو خواهد دید ولی در حقیقت مریخ منابع ارزشمند یخ آب دارد.


بررسی‌ها و تحقیقات متعدد و مدارک بی‌شماری نظیر شیارها، بستر دریاچه‌های باستانی ، سطح سنگها نشان داده است که در گذشته آب مایع در مریخ وجود داشته است حتی ماموریت‌‌های اکتشافی، یخ آب را در قطب­‌های مریخ یافته­‌اند که در زیر سطح خاکی آن پوشیده شده‌است . اکنون مریخ بسیار سرد است و جوّ آن بسیار کم فشار‌تر از آن است که آب مایع بتواند در سطح آن وجود داشته باشد. سطح‌نشین فونیکس در سال ۱۳۸۷ یخ آب را در مریخ کشف کرد. مقداری کمی از آن‌­را استخراج کرد و حرارت داد و طیف­‌سنج آن وجود بخار آب را تایید کرد. به‌تازگی کنجکاوی نیز با استفاده از ابزار SAM وجود مولکول‌های آب را تایید کرد.

برای دستیابی به آب دو راه حل وجود دارد. راه اول حفر چاه، استخراج یخ و حرارت دادن آن برای ایجاد آب مایع است ولی راه حل دیگری نیز وجود دارد که بازده بیشتری دارد و آن تاباندن پرتوهای ماکروویو در سطح و ایجاد بخار آب و جمع‌­آوری آن است. آب امواج میکروویو را جذب می­‌کند ولی یخ آن را جذب نمی­‌کند بنابراین با تابش مایکروویو سنگ‌های اطراف یخ داغ شده که موجب داغ شدن و آب شدن یخ می­‌گردد.

شرکت هلندی مسئول پروژه‌ی مارس-وان که قصد ایجاد پایگاه دائمی انسانی در سیاره‌ی سرخ را دارد قصد دارد در سال ۱۳۹۷ سطح‌نشینی به مریخ ارسال کند که ابزار مناسب برای استخراج آب دارد و از آن آب می‌­توان برای نوشیدن، کاشت گیاهان و یا سوخت استفاده کرد.

البته مریخ تنها مکانی نیست که دانشمندان امیدوار به یافتن آب هستند. حس­گرهای مدارگرد LRO ناسا وجود آب را از راه دور نشان دادند و ماهواره LCROSS در سال ۱۳۸۸ با ماه برخورد کرد و شواهد مستقیم وجود یخ آب و بخار آب را در نیمه‌ی تاریک ماه یافت. ناسا با همکاری آژانس فضایی کانادا در حال ساخت ماه‌­نوردی به‌­نام RESOLVE هستند و امیدوارند در این دهه موفق به پرتاب آن شوند. این ماه­‌نورد اقدام به حفر سطح ماه می­‌کند تا با حرارت دادن به مواد آن اقدام به اندازه­‌گیری مقدار بخار آب داخل آن کند.

تصویر ارسالی ماه نورد چینی از سطح ماه

Change-3-1st-Pano_1A_Ken-Kremer-580x234

تصویری سراسری از محل فرود مه‌‌نشین Chang’e-3 -امتیاز تصاویر: CCTV – پردازش: Marco Di Lorenzo/Ken Kremer

یکی از بزرگ⁠ترین رویدادهای فضایی اخیر که بسیاری از خبرگزاری⁠های جهان را تحت تأثیر خود قرار داده فرود مه⁠نشین و ماه⁠نورد چینی روی سطح ماه است که با ارسال تصاویر جدید از سطح‌ آن کره‌ی نقره‌گون بسیاری را ذوق⁠زده کرده است.

این فضاپیمای مرکب (مه⁠نشین و ماه⁠نورد) روز یک‌شنبه ۲۴ آذر روی «دریای باران‌ها» در نزدیکی ناحیه⁠ای موسوم به «خلیج رنگین⁠کمان⁠ها» فرود آمد و اکنون پس از حدود یک هفته دوربین⁠های نصب⁠شده روی مه⁠نشین نخستین تصویر سراسری (پاناروما) را از مکان فرود گرفته⁠ و به زمین ارسال کرده⁠اند.

China Rover Track

رد چرخ ماه‌نورد یوتو یا «خرگوش یشمی» بر سطح ماه – امتیاز تصویر: CCTV

در تصویر بالا می⁠توانید ماه⁠نورد موسوم به «خرگوش چینی» را ببینید که روی سطح ماه ردپای خود را به⁠جا گذاشته است. این تصویر موزاییکی محصول کنار هم قرار دادن اسکرین⁠شات⁠هایی است که از ویدیو شبکه⁠ی CCTV چین تهیه شده است. به همین علت کیفیت آن⁠ها چندان مطلوب نیست.

تهیه ی دقیق ترین نقشه از راه شیری با شمارش تک تک ستارگان

Gaia_mapping_the_stars_of_the_Milky_Way_node_full_image

آژانس فضایی اروپا پنجشنبه ۲۸ آذر تلسکوپی پیشرفته به فضا پرتاب کرد. این تلسکوپ قرار است میلیاردها ستاره را شناسایی کند و دقیق­‌ترین نقشه راه‌­شیری و مکان که در آن قرار داریم را تهیه کند.

تلسکوپ گایا از مرکز فضایی کورو در گویان فرانسه با راکت سایوز-اس‌­تی‌­بی-فریگت با موفقیت پرتاب شد. این شکارچی ستاره­‌ها ۴۲ دقیقه پس از پرتاب از راکت چهار مرحله‌­ای جدا شد و مرکز کنترل ماموریت اعلام کرد که همه چیز به خوبی پیش ­رفته‌ است. این ابراز یک میلیارد دلاری که پیچیده­‌ترین تلسکوپ ساخت اروپا است برای سرشماری نجومی یک میلیارد ستاره (تقریباً یک درصد کل ستاره­‌های راه شیری) هدف‌گذاری شده است.

گایا با ۷۰ مرتبه تکرار مشاهدات رصدی در کل ماموریت خود به منجمان کمک می‌کند تا فاصله، سرعت، جهت و مسیر ستاره­‌ها محاسبه شده و یک نقشه سه­‌بعدی از محدوده‌ی پیرامون ما در راه شیری تهیه شود. تعداد ستاره‌­هایی که با این تلسکوپ صید می‌­شوند ۵۰ برابر بیشتر از تلسکوپ هیپارخوس خواهد بود، تلسکوپی که با فعالیت در اواخر سال ۱۳۶۸ مرجعی استاندارد و طلائی ایجاد نمود که منجمان متخصص از آن استفاده می­‌کنند. ژان­‌ایولوگال سرپرست مرکز مطالعات ملی فضایی فرانسه که نقش مهمی در این ماموریت دارد می‌­گوید «گایا حاصل ۹ سال فعالیت شدید و مستمر بوده است که ما را قادر می­‌سازد پیشرفت استثنایی در شناخت عالم، تاریخ و قوانین آن داشته باشیم.»

گایا همچنین به جست‌وجوی سیارات فراخورشیدی‌ها کمک می‌­کند و منجمان امیدوارند تا ۵۰،۰۰۰ سیاره فراخورشیدی در مدت پنج سال فعالیت آن کشف شود. زمانی که یک سیاره از مقابل ستاره خود عبور می­‌کند کشش جاذبه‌­ای آن انحرافی کوچک در نور ستاره در مسیر آن به تلسکوپ ایجاد می­‌کند که گایا با اندازه‌‍­گیری این لرزش به یافتن سیارات می­‌پردازد. گایا همچنین به مشاهده‌ی سیارک‌های کمربند بین مریخ و مشتری خواهد پرداخت تا به محققان در یافتن اجرامی که ممکن است برای زمین خطرناک باشد کمک کند. همچنین نگاهی هم به انفجارهای ستاره‌­ای دوردست که ابرنواختر نامیده می­‌شوند خواهد داشت که به‌­ندرت  بی‌درنگ مشاهده شده­‌اند. این تلسکوپ ۲۰۳۰ کیلویی به قدری حساس است که می‌تواند قطر موی انسان را از فاصله‌ی ۱۰۰۰ کیلومتری اندازه­‌گیری کند و اگر هیپارخوس می‌­توانست زاویه‌ی مرتبط با ارتفاع یک فضانورد در سطح ماه را اندازه­‌گیری کند گایا می­‌تواند ناخن او را اندازه­‌گیری کند.

031078-gaia-space-telescope-launch

گایا پیمایش خود در عالم هستی را از اردیبهشت شروع می­‌کند پس از آنکه در نقطه‌ی لاگرانژی دوم، در فاصله ۱/۵ میلیون کیلومتری زمین مستقر شد مکانی­‌که کمترین تاثیر را از جاذبه‌ی زمین و ماه و خورشید خواهد داشت. برای استقرار در نقطه L2 این سفینه فضایی هر ماه مانورهای مداری کوچکی خواهد داشت و با شبکه­‌ای از تلسکوپ‌­هایی زمینی بررسی خواهد شد تا با دقتی در حدود ۱۰۰ متر در محل خود قرار گیرد.

افراد آژانس فضایی اروپا ۳۰ مرکز شامل ۴۵۰ نفر را آماده کرده‌اند تا اطلاعات خام دریافتی این تلسکوپ را پردازش کنند و از یک سوپرکامپیوتر مستقر در تولوز در جنوب غربی فرانسه کمک می­‌گیرند که می‌­تواند ۶۰۰۰ میلیارد عملیات محاسباتی را در یک ثانیه انجام دهد با این حال سال‌ها طول می­‌کشد تا یک میلیون میلیارد بایت اطلاعات دریافتی برای ایجاد نقشه و کاتالوگ تبدیل شوند.

منبع: Space Daily

خداحافظی با دنباله دار آیسان

با رصدهای متوالی دانشمندان اظهار کردند که دنباله دار پس از مواجهه با خورشید از بین رفته است.
بالاخره رصدگران چندین روز پس از گذر این دنباله دار پرماجرا از نزدیکی خورشید پرونده ی آن را برای همیشه بستند.

دنباله دار آیسان پس از عبور از کنار خورشید

زمان آن رسیده است که قبول کنیم دنباله دار آیسان مرده است!

به گفته ی دانشمندان و طبق پیش بینی هایی که از قبل می شد دنباله دار آیسان طی عبور از نزدیکی خورشید در 7 آذر ماه از بین رفت. این دنباله دار از پشت خورشید به شکل ابری از گرد و غبار پدیدار شد و در تاریکی اعماق فضا پراکنده شد.

به گفته ی کارل باتامز، متخصص امور دنباله دارها، به نظر می رسد چیزی از این دنباله دار باقی نمانده است.

دنباله دار آیسان که در مهر 1391 توسط دو منجم آماتور روسی کشف شده بود، اولین و آخرین سفر خود را از دوردست ها و ابرهای یخ زده ی اورت به درون منظومه ی شمسی انجام داد. این دنباله دار در 7 آذرماه در فاصله ی 1.1 میلیون کیلومتری خورشید در حرکت بود.

سفر پرخطر دنباله دار آیسان به دقت توسط رصدگران آسمان که امید داشتند که این مسافر یخی میزبان اتفاق هیجان انگیزی باشد دنبال می شد و از طرف دیگر دانشمندان نیز با توجه ویژه ای این دنباله دار را رصد می کردند زیرا امید داشتند با مشاهده ی گازهای جوشان خروجی از این دنباله دار به ترکیب و ساختار آن ها پی ببرند.

هر دو گروه امیدوار بودند که این دنباله دار از کنار خورشید عبور کند اما آیسان نتوانست در برابر گرما و جاذبه ی قوی خورشید جان سالم به در ببرد.

گراینت جونز، استاد دانشگاه لندن اظهار داشت: به نظر می رسد تولید گرد و غبار کم و بیش به هنگام رسیدن دنباله دار به خورشید متوقف شد. دنباله دار در ادامه پس از عبور از نزدیکی خورشید و با فاصله گرفتن از آن به تدریج محو شد.

چند ساعت پس از گذر از رأس خورشید به دلیل نور قابل ملاحظه ای که دیده می شد چنین به نظر می آمد که آیسان سالم است. اما می توان گفت که این اثر تنها به دلیل دینامیک اوربیتال ها بوده است و نه چیز دیگر.

احتمال دارد تکه های دنباله دار آیسان با نزدیک شدن این جسم یخی به خورشید به صورت ممتد و کشیده شده تبدیل شده باشد. این امر باعث تیره شدن آیسان شده و بار دیگر با تجمع این تکه ها در سمت دیگر خورشید نور اندکی ایجاد شده است.

پیش بینی رفتار دنباله دارها بسیار سخت بوده و بنابراین یافتن علت از بین رفتن آیسان مشکل است. اما از هم پاشیده شدن آن ممکن است دلیل اندازه ی نسبتا کوچک آن باشد. مشاهدات اخیر ناسا نشان می دهد که هسته ی مرکزی آیسان در حدود 100 تا 10000 متر بوده است.

با این وجود تلسکوپ های هابل، اسپیتزر و چاندرا به بررسی آسمان خواهند پرداخت تا شاید به طرز معجزه آسایی این دنباله دار بار دیگر به دام چشم های تیزبین این تلسکوپ ها بیوفتد.

فرود موفقیت آمیز اولین کاوشگر چینی بر روی ماه

چین اولین کاوشگر رباتی خود را بر روی ماه فرود آورد. با این فرود تاریخی چین سومین کشوری است که موفق به فرود آوردن کاوشگری در همسایه ی نجومی زمین شده است.

نخستین تصویر چانگ-ئی 3 از سطح ماه
فرودگر چانگ ئی3 و کاوشگر یوتو شنبه 23 آذر بر روی ماه فرود آمد. این اولین فرود آرام بر روی ماه در 37 سال اخیر است.

چانگ ئی3 روز 11 آذر به سمت ماه پرتاب شد تا سفر دو هفته ای خود به سطح ماه را آغاز کند. فضاپیما پس از پنج روز از پرتاب به مدار ماه رسید و سپس آماده ی فرود شد. دوربین به کار رفته در فضاپیما موفق به ثبت 59 تصویر در طول فرود شده است که شامل تصویری مستقیم از سطح ماه درست قبل از تماس است.

چین بر روی ماه

ماه پیمای چانگ ئی3 پس از سفری طولانی روز شنبه به صورت autopilot (کنترل خودکار) در جزیره ی رنگین کمان ماه که در قسمت شمالی ماه واقع است فرود آمد. فرود از مدار ماه تا سطح آن در حدود 12 دقیقه طول کشید.

به گفته ی وو ویرن رئیس قسمت طراحی این مأموریت، از فرود آرام چانگ ئی3 با 12 دقیقه ی تاریک یاد می شود. این قسمت سخت ترین مرحله از عملیات به شمار می رفت.

مدت کوتاهی بعد از فرود چانگ ئی3 آرایه های خورشیدی خود را باز کرد. این آرایه های خورشیدی برای سهولت در فرود جمع شده بودند. این پنل ها برای تولید برق مورد نیاز مأموریت به کار می روند. انتظار می رود که چانگ ئی3 کاوشگر یوتو را رها  کند تا مأموریت خود بر روی سطح گَرد و خاکی ماه برای ماه های آینده را آغاز کند.

فرود چانگ ئی3 اولین فرود آرام بر روی ماه از سال 1976 است. آخرین فرود آرام بر روی ماه توسط ناسا در سال 1972 در مأموریت سرنشین دار آپولو 17 صورت گرفته بود.

نام کاوشگر Yutu (خرگوش یشمی) برگرفته از اسم خرگوش دست آموزی است که طبق داستان های اساطیری چینی به همراه قدیسه چانگ ئی به ماه سفر کرده است. چانگ ئی سومین مأموریت مرتبط با ماه چین با این نام است اما اولین مأموریتی است که هدف آن فرود روی ماه است. دو مأموریت اول تنها با هدف چرخیدن به دور مدار ماه بودند.

کاوشگر شش چرخ Yutu وسیله ای با شارژر خورشیدی است که مجهز به دوربین، یک بازوی رباتیک و سیستم رادار است.
این فرودگر ایستا همچنین مجهز به تجهیزاتی برای مشاهده ی زمین، چشم نجومی برای رصد سایر اجرام نجومی از روی ماه و مشاهده ی چرخ Yutu در مسیر حرکت است.

دنباله دار آیسون

نمایش آسمانی دنباله‌دار «خورشید خراش» با نورافشانی ۱۵ برابر ماه

comet

محققان موفق به شناسایی یک ابردنباله‌دار جدید شده‌اند که در زمان عبور از آسمان زمین در سال آینده 15 برابر ماه نورافشانی خواهد کرد.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، محاسبات نشان داده که این عابر سماوی در نوامبر 2013 با درخشش بسیار زیادی از آسمان عبور کرده و حتی در نور روز نیز در اطراف خورشید قابل مشاهده است.

دنباله‌دار سی/۲۰۱۲ اس۱ اکنون ایسون خوانده شده چرا که برای اولین بار ویتالی نوسکی و آرتیوم نوویچونوک روسی با استفاده از تلسکوپ شبکه نوری علمی بین‌المللی آن را شناسایی کرده بودند.

در حال حاضر ایسون کاملا کم نور است چرا که در اعماق فضا و در نزدیکی مدار سیاره مشتری قرار دارد اما در ماههای آینده این دنباله‌دار درخشان‌تر شده تا زمانی که با فاصله کمتر از دو میلیون کیلومتری از کنار خورشید در روز 28 نوامبر عبور کند.

این مسیر باعث می‌شود که این دنباله‌دار را یک خورشید‌خراش بنامیم و این خطر وجود دارد که دنباله‌دار در این فاصله نزدیک از خورشید تجزیه شود.

اما همچنین این امکان وجود دارد که حتی از «ایکیا- سکى» بزرگترین دنباله دار قرن گذشته نیز که ستاره‌شناسان را در 1965 بسیار هیجان‌زده کرده بود، درخشان‌تر شود.

اگر ایسون بتواند طبق پیش‌بینی‌ها دوام بیاورد، بسیار چشمگیرتر از دنباله‌دار مک‌نات خواهد شد که یک درخشش مشابه سیاره ناهید را با یک دنباله بلند درخشان در ژانویه 2007 به نمایش گذاشته بود.

ایسون بنظر می‌رسد که از یک مدار سهمی‌وار برخوردار باشد که باعث شده دانشمندان به این باور برسند که این دنباله‌دار برای اولین بار از میان منظومه شمسی عبور می‌کند. این امر بدین معنی است که این دنباله‌دار احتمالا از ابر اورت در اطراف منظومه شمسی نشات گرفته است.

این دنباله‌دار یک توپ بزرگ از سنگ و یخ بوده و احتمالا حاوی ترکیبات فرار مانند یخ آب باشد که مانند جتهای گاز و غبار در فضا منتشر می‌شوند.

ایسون اگر بتواند نزدیکی با خورشید را دوام بیاورد از اواخر ماه نوامبر تا اوایل دسامبر در نیمکره شمالی زمین قابل مشاهده خواهد بود. اما همچنین ستاره‌شناسان متذکر شده‌اند دنباله‌دارهای خورشید‌خراش می‌توانند تا حد زیادی غیرقابل پیش‌بینی باشند. کهوتک یکی از مثالهای بارز از دنباله دارهایی بود که در جهش خود به سوی خورشید در سال 1973 جان سالم بدر نبرد.

سال آینده همچنین دنباله‌دار دیگری موسوم به «پن‌استارز(سی/۲۰۱۱ ال ۴)» در مارس 2013 در آسمان با درخششی برابر ستارگان دیگر قابل مشاهده خواهد بود.